فصل دوم مواد و روش‌ها27
۲-۱ مواد، وسایل و دستگاه‌های موردنیاز برای آزمایش‌ها به شرح زیر است:28
۲-۲ کشت و پاساژ رده سلول‌های فیبروبلاست انسانی30
۲-۲-۱ رده سلولی موردمطالعه30
۲-۲-۲ آماده‌سازی محیط کشت سلولی30
۲-۲-۳ پاساژ سلولی31
۲-۲-۴ شمارش سلولی32
۲-۲-۵ انجماد و ذخیره‌سازی سلول‌ها33
۲-۲-۶ ذوب کردن سلول‌های منجمد شده33
۲-۲-۷ تهیه فرآورده عصاره پلاکتی مشتق از خون‌بند ناف34
۲-۳ بررسی اثر عصاره پلاکتی بر تکثیر (فیبروبلاست)35
۲-۴ بررسی اثر فرآورده عصاره پلاکتی بر درصد بقاء سلول‌های فیبروبلاست36
۲-۵ اندازه‌گیری میزان مهاجرت سلولی به روش assay Scratch36
۲-۶ فرمول بکار رفته در تست خراشیدگی37
۲-۷ بررسی بیان ژن37
۲-۷-۱ مراحل استخراج RNA38
۲-۷-۲ تیمار RNA با DNAaseІ40
۲-۷-۳ تعیین جذب نوری و غلظت نمونه‌های RNA40
۲-۷-۴ الکتروفورز، رنگ‌آمیزی و مشاهده RNA بر روی ژل آگارز40
۲-۷-۵ سنتز cDNA42
۲-۷-۶ واکنش زنجیره‌ای پلیمراز 43
۲-۷-7 پرایمر43
۲-۷-8 نحوه رقیق کردن پرایمر43
۲-۷-9 Real time PCR44
۲-۸ جمع‌آوری عصاره سلولی46
۲-۸-۱ تعیین غلظت پروتئین‌ها به روش بردفورد46
۲-۸-۲ انجام تست وسترن بلات به‌منظور بررسی تغییرات سطح پروتئین‌های psmad2/3, smad2/3 در مسیر smad signaling47
۲-۸-۳ مرحله الکتروفوز48
۲-۸-۴ مرحله ساندویچ48
۲-۸-۵ مرحله Blocking و افزودن آنتی‌بادی‌ها:49
۲-۸-۶ مرحله Stripping50
۲-۸-۷ مرحله ظهور فیلم51
۲-۹ آنالیزهای آماری51
فصل سوم نتایج53
۳-۱ بررسی اثر غلظت‌های مختلف عصاره پلاکتی مشتق از خون‌بند ناف بر تکثیر سلول‌های فیبروبلاست54
۳-۲ بررسی اثر غلظت‌های مختلف عصاره پلاکتی مشتق از خون‌بند ناف‌بر درصد بقاء سلول‌های فیبروبلاست56
۳-۳ نتایج حاصل از بررسی اثر غلظت‌های مختلف عصاره پلاکتی مشتق از خون‌بند ناف‌بر مهاجرت سلول‌های فیبروبلاست57
۳-۴ نتایج حاصل از بررسی اثر غلظت‌های مختلف لایزت پلاکتی مشتق از خون‌بند ناف‌بر بیان ژن‌های Smad2 و Smad3 درسلول های فیبروبلاست تیمار شده62
۳-۴-۱ کیفیت RNA استخراج‌شده62
۳-۵ بررسی میزان بیان پروتئین‌های Smad2- P Smad3 Smad3 P Smad2 توسط وسترن بلات68
فصل چهارم بحث72
4-1 بحث73
4-2 نتیجه گیری79
۴-3 پیشنهاد‌ها80
منابع81
منابع انگلیسی82
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 1- 1: لیست کامل از فاکتورهای رشد در پلاکت (22)9
جدول 1- 2: لیستی از محتویات α گرانول‌های پلاکتی (۲۲)11
جدول 2- 1: تجهیزات مورداستفاده28
جدول 2- 2: مواد مصرفی جهت آزمایشات سلولی29
جدول 2- 3: مواد و وسایل موردنیاز برای بررسی بیان ژن29
جدول 2- 4: مواد و وسایل موردنیاز برای تکنیک وسترن بلات30
جدول 2- 5: توالی پرایمر43
فهرست اشکال
عنوان صفحه
شکل 1- 1: مرحله التهاب در فرایند ترمیم زخم (۱۴)5
شکل1- 2: مرحله شکل گیری بافت در فرایند ترمیم زخم (14)6
شکل 1- 3: اتصالات دو پلاکت در ایجاد لخته پلاکتی (22)10
شکل 1- 4: ارتباط مسیر سیگنالینگ smad2/3 با فرایند ترمیم زخم26
شکل 2- 1: کشت سلول در پلیت ۶ خانه36
شکل 2- 2: نحوه کشیدن خراش در تکنیک assay Scratch37
شکل 2- 3: ۳ فاز تشکیل‌شده در استخراج RNA38
شکل 2- 4: نمای کلی از استخراج RNA39
شکل 2- 5: RNA استخراج‌شده بر روی ژل اگاروز41
شکل 2- 6: ساختار شیمیایی سایبر گرین44
شکل 2- 7: مکانیسم عمل سایبر گرین45
شکل 2- 8: مرحله تهیه ساندویچ49
شکل 2- 9: مرحله Blocking و افزودن آنتی‌بادی‌ها50
شکل 3- 1: بررسی افزایش تکثیر در غلظت‌های متفاوت عصاره پلاکتی مشتق از خون‌بند ناف در مقایسه با گروه‌های کنترل در ۲۴ ساعت55
شکل 3- 2: تأثیر غلظت‌های متفاوت UCB-PL بر تکثیر فیبروبلاست. در این شکل علامت* به معنی تفاوت معنی‌دار گروه ۱۰% در مقایسه با گروه‌های دیگر است. (p<۰٫۰۵55
شکل 3- 3: نمودار مربوط به تأثیر غلظت‌های متفاوت UCB-PL بر درصد بقا فیبروبلاست در این شکل علامت* به معنی تفاوت معنی‌دار گروه با غلظت ۱۰% در مقایسه با همه گروه‌های دیگر به‌جز گروه POS و ۱۵%-۸% است.57
شکل 3- 4: نمودار مربوط به تأثیر غلظت‌های متفاوت UCB-PL بر مهاجرت فیبروبلاست.a) p<۰٫۰۱58
شکل 3- 5: سنجش اثر UCB-PL ۸% بر میزان مهاجرت سلولی در سلول‌های فیبروبلاست به روش scratching در ۴ زمان ۰-۶-۱۲-۲۴ ساعت بعد از خراش58
شکل 3- 6: سنجش اثر UCB-PL ۱۰% بر میزان مهاجرت سلولی در سلول‌های فیبروبلاست به روش scratching در ۴ زمان ۰-۶-۱۲-۲۴ ساعت بعد از خراش59
شکل 3- 7: سنجش اثر UCB-PL/FBS بر میزان مهاجرت سلولی در سلول‌های فیبروبلاست به روش scratching در ۴ زمان ۰-۶-۱۲-۲۴ ساعت بعد از خراش60
شکل 3- 8: سنجش اثر FBS۱۰% بر میزان مهاجرت سلولی در سلول‌های فیبروبلاست به روش scratching در ۴ زمان ۰-۶-۱۲-۲۴ ساعت بعد از خراش61
شکل 3- 9: سنجش اثر گروه کنترل منفی بر میزان مهاجرت سلولی در سلول‌های فیبروبلاست به روش scratching در ۴ زمان ۰-۶-۱۲-۲۴ ساعت بعد از خراش62
شکل 3- 10: کیفیت RNA استخراج‌شده در گروه‌های مختلف63

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

شکل 3- 11: نمودار Melt Curve حاصل از Real-time PCR در فیبروبلاست های تیمار شده با دزهای مختلف از UCB-PL و بررسی بیان ژن GAPDH64
شکل 3- 12: نمودار Amplification Plot حاصل از Real-time PCR در فیبروبلاست های تیمار شده با دزهای مختلف از UCB-PL و بررسی بیان ژن GAPDH64
شکل 3- 13: نمودار Melt Curve حاصل از Real-time PCR در فیبروبلاست های تیمار شده با غلظت‌های مختلف از UCB-PL و بررسی بیان ژن smad۲65
شکل 3- 14: نمودار Amplification Plot حاصل از Real-time PCR در فیبروبلاست های تیمار شده با غلظت‌های مختلف از UCB-PL و بررسی بیان ژن smad265
شکل 3- 15: نمودار Melt Curve حاصل از Real-time PCR در فیبروبلاست های تیمار شده با غلظت‌های مختلف از UCB-PL و بررسی بیان ژن smad266
شکل 3- 16: نمودار Melt Curve حاصل از Real-time PCR در فیبروبلاست های تیمار شده با دزهای مختلف از UCB-PL و بررسی بیان ژن smad366
شکل 3- 17: مطالعه اثر گروهای مختلف UCB-PL بر میزان بیان Smad2 در سلول‌های فیبروبلاست تیمار شده به روش Real time-PCR67
شکل 3- 18: مطالعه اثر گروهای مختلف UCB-PL بر میزان بیان Smad3 در سلول‌های فیبروبلاست تیمار شده به روش Real time-PCR68
شکل 3- 19: رنگ‌آمیزی ژل حاوی پروتئین‌ها69
شکل 3- 20: وسترن بلات برای پروتئین Smad270
شکل 3- 21: وسترن بلات برای پروتئین P Smad270
شکل 3- 22: وسترن بلات برای پروتئین Smad370
شکل 3- 23: وسترن بلات برای پروتئین p-Smad371
مقدمه
فرآورده عصاره پلاکتی1 PL مشتق از خون‌بند ناف محصولی هست که از فرآورده پلاسمای غنی از پلاکتی PRP به دست می‌آید.. این ماده به علت غنی بودن از مواد مفید زیستی در ترمیم زخم‌ مورداستفاده قرار می‌گیرد. به دلیل اینکه PL دارای انواع فاکتورهای رشد است و قادر به شروع مسیر سیگنالینگ Smad می‌شود. در این مطالعه اثر عصاره پلاکتی بر تکثیر و مهاجرت و درصد بقاء سلول‌های فیبروبلاست در شرایط آزمایشگاهی موردبررسی قرار گرفت.
سلول‌های فیبروبلاست در محیط کشت DMEM حاوی غلظت‌های ۵%، ۸%، ۱۰%، ۱۵% و ۲۰% از عصاره پلاکتی مشتق از خون‌بند ناف همراه با گروه کنترل مثبت که حاوی FBS 10% و کنترل منفی که خالی از هر ۲ (FBS و UCB-PL) بود، کشت شدند و همچنین از گروه (UCB-PL/FBS) که به نسبت مساوی از عصاره پلاکتی مشتق از خون‌بند ناف و FBS استفاده شد. تعیین مقدار مناسب و مؤثر بر تکثیر و درصد بقاء سلولی توسط شمارش سلولی با تریپان‌بلو در زمان‌های متفاوت ۲۴، ۴۸ و ۷۲ ساعت بررسی شد. هم‌چنین برای تعیین مقدار مناسب برای مهاجرت سلولی از تکنیک Scarch assay استفاده شد. سپس اثر عصاره پلاکتی با غلظت‌های متفاوت بر بیان ژن‌های smad2-smad3 در سلول‌های فیبروبلاست توسط تست Real Time -PCR موردبررسی قرار گرفت. در مرحله آخر جهت بررسی اثر عصارهی پلاکتی بر مسیر سیگنالینگ Smad، مقدار بیان پروتئین‌های Smad2-Smad3-Psmad2-Psmad3توسط تکنیک وسترن بلات ارزیابی شد.
نتایج:
در بررسی تکثیر و درصد بقاء و مهاجرت سلول‌های فیبروبلاست در اثر تیمار با عصاره پلاکتی بالاترین غلظت مؤثر مربوط به دز ۱۰% نشان داده شد و نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که افزایش غلظت عصاره پلاکتی، اثر افزایشی بر تکثیر و درصد بقاء سلول‌های فیبروبلاست ندارد. همچنین عصاره پلاکتی در دز ۱۰% سبب افزایش سرعت مهاجرت سلول‌های فیبروبلاست می‌شود. در نتایج حاصل از تکنیک Real time اثر عصاره پلاکتی در غلظت ۱۰% با افزایش بیان ژن‌های
Smad2-Smad3 نسبت به گروه‌های کنترل منفی و مثبت با تفاوت معناداری نشان داده شد. در بررسی‌های صورت گرفته در سنجش اثر عصاره پلاکتی در غلظت‌های مختلف ۸%، ۱۰% و گروه UCB-PL/FBS و گروه کنترل مثبت و منفی بر بیان پروتئین‌های Smad2-Smad3-Psmad2-Psmad3 به‌واسطه تکنیک وسترن بلات نشان داد که تمامی گروه‌ها تفاوت معناداری نسبت به گروه کنترل منفی دارند. پروتئین‌های Psmad2-Psmad3 که پروتئین‌های فرم فعال‌شده Smad2-Smad3 هستند تنها در گروه کنترل منفی دیده نشدند بلکه در تمامی گروه‌هایی که داری عصاره پلاکتی بودند این پروتئین‌ها فعال شدند.
نتیجه‌گیری
یکی از مهم‌ترین سلول‌های دخیل در امر ترمیم زخم، فیبروبلاستها می‌باشند، که با تکثیر و مهاجرت سلولی و به راه انداختن مسیرهای سیگنالینگ درون‌سلولی مربوط به ترمیم زخم در پیشبرد فرایند ترمیم نقش کلیدی بر عهده‌دارند. در این مطالعه با نشان دادن اثر عصاره پلاکتی بر اعمال مهم و ضروری سلول‌های فیبروبلاست در فرایند ترمیم زخم می‌توان نتیجه گرفت که فرآورده عصاره پلاکتی مشتق از خون‌بند ناف می‌تواند نقش بسزایی در افزایش ترمیم زخم‌ها داشته باشد.
فصل اول
کلیات
1-1 تعریف زخم و انواع آن
ایجاد هرگونه شکاف و از بین رفتن پیوستگی بافت‌های بدن چه در داخل و چه در سطح خارجی بدن را زخم می‌نامند. به‌عبارت ‌دیگر هرگونه صدمه به نسج نرم را زخم گویند. نسج نرم در بدن شامل: پوست، عضلات عروق خونی و اعصاب است.(۱) پوست از ۳ لایه اپیدرم،درم وزیر پوست تشکیل‌شده اسـت. مـاتریکس خـارج سـلولی2 بزرگ‌ترین جـزء تشکیل‌دهندۀ پوست طبیعی است که ژل‌مانند است و به‌وسیله‌ی سلول‌های پوست تولید می‌شود. حفظ ساختار طبیعی پوست به‌خصوص پوست صورت ، بسیار مهم است. چراکه ظاهر و جلوه مناسب ارزش بـالایی در روابط اجتماعی فرد دارد .(۲) پوست اولین و مهم‌ترین سد دفاعی بدن است. بنابراین لازم است هرگونه صدمه‌ای که به این ارگان می‌رسد در کوتاه‌ترین زمان ممکن برطرف شود. فرایند ترمیم زخم یکی از عملکردهای طبیعی بدن است، اما در شرایطی مانند برخی بیماری‌ها، جراحی‌ها و صدمات وسیع ناشی از سوختگی‌ها و تصادفات، بدن به‌راحتی قادر به ترمیم زخم نیست. که این موضوع به‌عنوان یک مشکل شناخته‌شده در پزشکی مدرن امروز به شمار می‌آید.(۳)
۱-۲ سوختگی
سوختگی یکی از انواع زخم‌ها است که همه‌روزه به اشکال مختلف انسان‌ها را تهدید می‌کند و بیش از ۹۵ درصد سوختگی‌ها در کشورهای درحال‌توسعه و توسعه‌ نیافته اتفاق می‌افتد. ششمین علت مرگ در کشور ما محسوب می‌شود.(۴)
۱-۳ زخم بستر
زخم بستر یکی از عوارض بستری شدن در بیمارستان‌ها است. سالانه ۱۶۰۰۰۰۰ نفر در مراکز درمانی ایالات‌متحده دچار زخم بستر می‌شوند. میزان بروز این عارضه در بیماران بستری‌شده در بیمارستان‌ها معمولاً ۱۰ درصد است. افزایش عوامل خطرزا و بی‌حرکتی در بیماران بخش مراقبت‌های ویژه باعث افزایش احتمال تشکیل زخم بستر می‌گردد. به‌طوری‌که در آمریکا ۴۰ درصد از بیماران بستری در بخش مراقبت‌های ویژه دچار زخم بستر می‌شوند. در کشور ایران برآورد شده است ۵ درصد بیماران بستری‌شده در بیمارستان‌ها و ۳۸ درصد مددجویان نقاهتگاه‌ها مبتلابه زخم بستر هستند. در مواردی از زخم‌ها از قبیل زخم بستر، سوختگی و جراحت‌ها استفاده از روش‌های پیشرفته امکان بررسی، مطالعه و درمان ترمیم بافت را فراهم نموده است. (۵)

۱-۴ ترمیم زخم
فرآیند ترمیم زخم از یکسری وقایع پیچیده سلولی و مولکولی تشکیل‌شده است که این فرایندها نیاز به مشارکت هماهنگ از انواع سلول‌های مختلف ازجمله کراتینوسایت3، فیبروبلاست، پلاکت، اندوتلیالها و سلول‌های التهابی می‌باشند.(۶)
یکسری مولکول‌های واسطه‌گر محلول و همچنین پروتئازها و پروتئین‌های چسبنده باعث مهاجرت سلول‌ها به ناحیه زخم می‌شوند.(۷)
تشکیل بافت جدید از مهاجرت سلول‌های کراتینوسایت به ناحیه اپیدرم صدمه‌دیده شده شروع می‌شود و به دنبال آن با تکثیر سلول‌های فیبروبلاست به لبه‌های زخم ادامه میابد. این فرایند
Re Epithelisation نام دارد که خود باعث ایجاد یک پوشش سریع برای زخم محسوب می‌شود به ‌موازات تعمیر اپیدرم ترمیم درم آسیب‌دیده نیز با مهاجرت و تکثیر سلول‌های فیبروبلاست که تولید مقدار زیادی ماتریکس4 خارج سلولی می‌کنند شروع می‌شود.(۸) فرایند ترمیم زخم در واقع شامل مجموعهایی از تعاملات میان سلول‌های اپیدرمی و سلول‌های درم پوست، ماتریکس خارج سلولی و پروتئین‌های پلاسما است. این فرایند پویا به سه فاز تقسیم می‌شود: التهاب- شکلگیری بافت-بلوغ و بازسازی بافت. این مراحل با همدیگر تداخل دارند.(۹)
۱-۵ التهاب
در چند دقیقه پس از آسیب‌دیدگی، پلاکت‌ها در محل جراحت جمع شده و یک لخته فیبرینی ایجاد می‌کنند که باعث کاهش خونریزی می‌شود. سرعت بهبود زخم به سطح جریان خون از پلاکت‌ها و فیبرین و هورمون‌ها بستگی دارد. همچنین پلاکت‌ها علاوه بر ایجاد لخته فیبرینی باعث تسهیل تشکیل هموستئاز نیز می‌شوند.(۱۰) در مرحله التهاب یکسری از گلبول‌های سفید خون با عمل فاگوسیتوز خودشان باکتری‌ها ولاشه‌های سلولی ناحیه زخم را پاک‌سازی می‌کنند.(۱۱) فاکتورهای رشد آزادشده از سلول‌ها به ناحیه زخم باعث مهاجرت و تقسیم سلولی در این مرحله می‌شوند.(۱۲)
در این مرحله پلاکت‌ها همچنین چندین واسطه‌گر برای ترمیم زخم ازجمله مشتقات پلاکتی و فاکتورهای رشد را ترشح می‌کنند که ماکروفاژها و فیبروبلاست‌ها را جذب و فعال می‌کنند.(۱۳)
مونوسیت‌ها نیز به محل زخم نفوذ پیدا کرده‌اند و تبدیل به ماکروفاژ می‌شوند. با رهاسازی فاکتورهای رشد مشتق از پلاکت5 و فاکتورهای رشد اندوتلیال عروقی6 باعث تشکیل بافت گرانوله می‌شوند. ماکروفاژ با اتصال به پروتئین‌های ماتریکس خارج سلولی به‌وسیله رسپتورهای اینتگرینی7 باعث تحریک فعالیت فاگوسیتوزی خودشان می‌شوند.(۱۴)
مونوسیت‌ها وماکروفاژها در این مرحله باعث بیان یکسری سایتوکاین‌های مهم نظیر
TGF a-TGFb: اینترلوکین18 و فاکتور رشد شبه انسولین می‌شوند. مونوسیت‌ها و ماکروفاژها عوامل مشتق شده از آن‌ها به‌طورقطع برای شروع و انتشار تشکیل بافت جدید ضروری هستند.(۱۳) بنابراین ماکروفاژها نقش مهمی در انتقال فاز بین مراحل التهاب و تعمیر بافت دارند. (۱۴)

شکل 1- 1: مرحله التهاب در فرایند ترمیم زخم (۱۴)
۱-۶ شکل‌گیری بافت
اپیتلیوم9سازی در عرض چند ساعت پس از ایجاد آسیب به پوست ایجاد می‌شود که در منطقه اپیدرم پوست رخ می‌دهد و به‌موجب آن سلول‌های اپی تلیالی تکثیر پیداکرده و به‌صورت خزیدن یا اصطلاحاً (سینه‌مال رفتن) به بالای منطقه زخم مهاجرت می‌کنند و پوششی برای بافت جدید می‌سازند. فاکتورهای خون به منطقه زخم آزاد می‌شوند و مهاجرت و تکثیر سلولی را در این مرحله بیشتر می‌کنند. این مرحله شامل رگ زایی، رسوب کلاژن، تشکیل بافت گرانولاسیون، اپیتلاسیون و انقباض منطقه زخم است.(۱۵) یکی از مهم‌ترین فرایند این مرحله مهاجرت سلولی است که با انحلال دسموزوم‌های درون‌سلولی ارتباط فیزیکی سلولی بیشتر شده و همچنین تشکیل رشته‌های محیطی اکتین سیتوپلاسمی مهاجرت سلولی را تسهیل می‌کند.(۱۱) در ۱ تا ۲ روز پس از آسیب‌دیدگی سلول‌های اپیدرمی در حاشیه زخم به‌طور فعال به مهاجرت و تکثیر سلولی می‌پردازند.(۱۶), (۱۴)
شکل1- 2: مرحله شکل گیری بافت در فرایند ترمیم زخم (14)
۱-۷ بلوغ و بازسازی بافت
مرحله بلوغ بازسازی بافت زمانی که سطح تولید و تخریب کلاژن یکسان شود شروع می‌شود.(۱۷) در طی مرحله بلوغ کلاژن تیپ Ш در تکثیر سلولی با کلاژن تیپ І جایگزین می‌شود.رشته کلاژن در ابتدا به‌صورت نامرتب در کنار هم قرار می‌گیرند با پیشرفت مرحله بازسازی در امتداد هم خطوط مرتبی را تشکیل می‌دهند.(۱۸) شروع این مرحله و گستردگی‌اش به وسعت اندازه منطقه زخم بستگی دارد.(۱۹)
۱-۸ روش‌های درمانی برای تسریع و بهبود فرایند ترمیم زخم
در ضایعات پوستی معمولاً بدن خود به‌سرعت شروع به التیام زخم می‌کند. اما برخی از زخم‌ها به‌طور کامل ترمیم نمی‌یابند. و یا ازلحاظ زیبایی و عملکرد به‌خوبی بهبود پیدا نمی‌کنند. این زخم‌ها به‌عنوان چالش قابل‌توجهی در خدمات بهداشت عمومی و همچنین به‌عنوان درمان‌هایی که معمولاً قابل‌درمان نیستند و باعث مختل کردن کیفیت زندگی بیمار می‌شوند به شمار می‌آیند. (۶)
از این ‌رو نسل جدید درمان با ارائه شتاب در درمان و کاهش عوارض مرتبط با زخم است. به‌طور مثال مطالعات بالینی نشان داده است که زخم‌های مزمن به علت در دسترس نداشتن عوامل رشد و به راه انداختن آبشارهای درون ‌سلولی قادر به ترمیم نیستند. بنابراین استفاده از این عوامل رشد به ترمیم سریع بافت کمک می‌کند. مطالعات انجام‌شده در بازگرداندن یکپارچگی بافت تأکید کرده‌اند که پلاکت‌ها در روند ترمیم زخم نقش بسزایی دارند. پانسمان موضعی با مشتقات پلاکتی با موفقیت مورد استفاده قرار گرفته است، و به‌عنوان یک روش درمانی برای سرعت بخشیدن به بازسازی بافت به شمار می‌رود.(۲۰, ۲۱)
۱-۹ پلاکت10 و نقش آن درروند ترمیمی زخم
اثرات سودمند پلاکت و مشتقات پلاکتی به علت محتوای بالایی از فاکتورهای رشد و سیتوکین11‌هایی است که توسط پلاکت‌های فعال‌شده در انعقاد خون آزاد می‌شوند. پلاکت‌ها اجسام کوچک کروی دانه‌داری با قطر ۲-۳ میکرون می‌باشند. که دیواره آن‌ها چسبنده بوده و به‌سادگی به پلاکت‌های دیگر و اجسام خارجی می‌چسبد. غشای پلاکت‌ها شکننده بوده و در تماس با ذرات خارجی و یا ضربه متلاشی می‌گردد. عمر پلاکت‌ها ۷-۱۰ روز و تعداد آن‌ها در هر میلی‌متر مکعب ۴۰۰۰۰۰-۱۳۰۰۰۰۰ است.
۱-۱۰ ساختمان و عملکرد پلاکت‌ها
پلاکت‌ها در موارد زیر مداخله می‌کنند:
۱) در بریدگی‌ها با آزاد کردن سروتونین باعث تنگی رگ می‌گردند.
۲) با آزاد کردن عوامل انعقادی موجب پیشبرد انعقاد می‌گردند از این‌ رو ترومبوسیت نیز نامیده می‌شوند.
۳) موجب انقباض لخته می‌گردند.
۴) به عوامل خارجی چسبیده و آن‌ها را فاگوسیتوز می‌کنند.
۵) نقش دیگر پلاکت‌ها حفاظت از سلامت و یکنواختی ساختمان دیواره عروق است.
۶) پلاکت‌ها به‌عنوان عوامل پرورش‌دهنده سلول‌های اندوتلیال دیواره عروق دارای نقش هستند.
بدین‌صورت که با چسبیدن یک پلاکت به سلول اندوتلیال مقدار سیتوپلاسم موجود بین این دو کاهش‌یافته و حتی ممکن است یک پلاکت جزئی از سلول اندوتلیال گردد. وجود این حالت همراه با آزاد شدن عامل رشد اندوتلیال به‌وسیله پلاکت دارای یک اثر پرورش‌دهنده یا تغذیه‌ای برای سلول اندوتلیال است.
با آزاد شدن فاکتور رشد مشتق پلاکتی که یک عامل ایجاد میتوز است، کیفیت دیواره عروق بهبود می‌یابد. در غیاب پلاکت‌ها تعداد زیادی گلبول قرمز به داخل دیواره رگ‌ها مهاجرت کرده، به مسیرهای لنفاوی راه می‌یابند. در دیواره عروق خونی سالم تغذیه سلول‌های اندوتلیال رگ‌های خونی بر عهده پلاکت‌ها است حضور حداقل ۱۰ درصد پلاکت‌ها در رگ‌های در حال جریان خون ضروری است.(۲۲)
غشا خارجی پلاکت‌ها توسط یک‌لایه گلیکوکالیکس در برگرفته‌ شده است. غشا خارجی دارای کانال‌های فراوانی است که از طریق آن‌ها در هنگام فعال شدن، یون‌های کلسیم از مایعات خارج سلولی وارد شده و از طرف دیگر محتوای گرانول‌ها از پلاکت‌ها ترشح می‌گردد.
فعال شدن پلاکت و آزاد شدن محتویات گرانول‌های آن احتیاج به انرژی دارد که به‌وسیله ۱۰-۶۰ میتوکندری12 در هر پلاکت تأمین می‌شود. هر پلاکت مملو از فاکتورهای رشد هستند. که لیست کاملی از فاکتورهای رشد پلاکتی در جدول (۱-۱) آورده شده است.
جدول 1- 1: لیست کامل از فاکتورهای رشد در پلاکت (22)
مواجه‌شدن پلاکت‌ها با یک عامل فعال‌کننده موجب بروز تغییراتی در شکل و خواص آن‌ها می‌گردد، شکل صفحه مانند سریعاً به کروی شکل تغییر کرده و از سطوح خارجی آن‌ها تعدادی استطاله‌های مو مانند طویل بنام filiopodia خارج می‌شود و پلاکت‌ها آزاد کردن عناصر موجود در گرانول‌ها را شروع کرده و در حین فعال شدن شروع به چسبیدن به یکدیگر Aggregation می‌نمایند و به‌طور همزمان سایر مواد فعال‌کننده پلاکت‌ها را آزاد می‌کنند و در نتیجه رفته ‌رفته برنجم پلاکت‌های به هم چسبیده در محل صدمه ‌دیده بافت افزوده می‌شود و احتمالا حجم پلاکتی به‌عنوان چوب‌پنبه به‌قدر کافی جهت پر کردن محل بریده‌شده رگ خواهد. بدیهی است چوب‌پنبه پلاکتی برای جلوگیری از خونریزی رگ‌های با قطر زیاد کارا نخواهد بود. چگونگی اتصالات دو پلاکت در ایجاد لخته پلاکتی در شکل (۱-۳) آورده شده است. پس از چند ساعت پلاکت‌های موجود در چوب‌پنبه با هم آمیخته ‌شده و هویت خود را از دست‌ داده و به‌صورت یک ژل هموژن تقریباً غیرقابل تشخیص از لخته فیبرین در می‌آیند. (۲۲)
شکل 1- 3: اتصالات دو پلاکت در ایجاد لخته پلاکتی (22)
جدول 1- 2: لیستی از محتویات α گرانول‌های پلاکتی (۲۲)
۱-۱۱ مزایای استفاده از خون‌بند ناف
همانند خون محیطی، خون‌بند ناف نیز حاوی پلاکت است که می‌توان با استفاده از سانتریفوژ آن‌ها را می‌توان از نظر پلاکت غنی نمود. ازآنجایی‌که پلاکت‌های خون‌بند ناف حساسیت کمتری ایجاد می‌کنند لذا می‌توان این محصول را به‌صورت غیرخودی نیز به‌خصوص در موارد اورژانس مورد استفاده قرار داد. ازآنجایی‌که امکان ذخیره این محصول نیز وجود دارد لذا می‌توان آن را به شکل عاری از گلبول سفید و یا عصاره پلاکتی هم مورد استفاده قرارداد که اثرات ضد التهابی و ترمیمی بیشتری دارد. ضمن آن‌که در بیمارانی که به دلیل از دست دادن خون و یا بیماران دچار سوختگی امکان گرفتن خون و پلاسما به مقدار زیاد وجود ندارد این محصول می‌تواند بسیار مؤثر و کارآمد باشد.
۱-۱۲ مزیت فرآورده‌های پلاکتی مشتق از خون‌بند ناف نسبت به خون محیطی
مطالعه‌ایی که اخیراً صورت گرفته نشان داده که مقادیر فاکتورهای رشد ژل پلاکتی مشتق از خون بند ناف نسبت به خون محیطی متفاوت است. در این مطالعه نشان داده‌شده است که بالاترین سطح فاکتورهای رشد مربوط به فاکتور رشد اندوتلیال عروقی و فاکتور رشد مشتق از پلاکت است که هر دو این فاکتورها دو فاکتور مهم و کلیدی برای پروسه ترمیم زخم است، اما فاکتور رشد فیبروبلاست13 و فاکتور رشد کبدی14 و فاکتور رشد تبدیل بتا 115 نیز مقادیر قابل‌توجهی داشته‌اند. این یافته‌ها نشان می‌دهند که ژل پلاکتی مشتق از خون‌بند ناف از نظر فاکتورهای رشد با ژل پلاکتی مشتق از خون محیطی متفاوت است.(۲۵)،(۲۶)
۱-۱۳ انواع محصولات مشتق از پلاکت
۱-۱۴ پلاسمای غنی از پلاکت16
پلاسمای غنی از پلاکت محصولی است که میزان پلاکت در آن به میزان ۸ تا ۹ برابر تغلیظ شده است. این فرآورده حاوی مقادیر بالایی از فاکتورهای رشد وسیتوکین‌ها است. برای تهیه پلاسمای غنی از پلاکت بعد از گرفتن خون با استفاده از یک ضد انعقاد، نمونه خون‌گرفته شده سانتریفوژ می‌شود تا بر اساس جرم حجمی اجزا خون سه لایه جدا تشکیل شود.
لایه زرد رنگ همان پلاسما است که عاری از هر نوع سلولی است، قسمت قرمز رنگ که در ته لوله قرار می‌گیرد، گلبول‌های قرمز خون است و لایه سه که یک‌لایه سفید رنگ مابین پلاسما و گلبول‌های قرمز است و با نام بافی‌کوت شناخته می‌شود، حاوی گلبول‌های سفید بوده و پلاکت‌های خون در اطراف آن قرار گرفته‌اند. بعد از جداسازی این بخش، محلول به‌دست‌آمده به‌گونه‌ای تغلیظ می‌شود که حداقل ۲ تا ۵ برابر خون پلاکت داشته باشد (۲۷)
۱-۱۵ ژل پلاکتی17
برای استفاده از PRP باید این محصول به‌صورت ژل پلاکتی یا عصاره پلاکتی تبدیل شود. در تهیه ژل پلاکتی فرآورده پلاسمای غنی از پلاکت قبل از استفاده توسط ترومبین و یا کلسیم فعال می‌گردد. پلاکت‌های به دام افتاده در ژل پلاکتی فعال می‌شوند و مولکول‌های فعال زیستی خودشان را به‌آرامی در محیط اطراف پخش می‌کنند. اثر ژل پلاکتی مشتق از خون محیطی در مطالعات invitro و invivo ارزیابی ‌شده است.(۲۸)
به‌منظور تکثیر و تمایز سلول‌های مزانشیمی، از FBS به‌عنوان یک مکمل در محیط کشت استفاده می‌شود که با خطر انتقال انواع عفونت‌ها و ایجاد واکنش‌های ایمنی همراه است. ژل پلاکتی اتولوگ، از اجزای طبیعی خون خود فرد تهیه می‌شود. پلاکت‌های فعال‌شده، عوامل رشدی را آزاد می‌سازند که خاصیت میتوژنیک برای سلول‌های مزانشیمی دارند. مطالعاتی در رابطه با، بررسی تأثیر عوامل رشد پلاکتی بر روی تکثیر و تمایز سلول‌های بنیادی مزانشیمی است. به‌طورکلی عوامل رشد پلاکتی را می‌توان جایگزین سرم در محیط کشت سه‌بعدی نمود. این عوامل محیط مناسبی را برای رشد سلول‌های مزانشیمی فراهم می‌سازند. توانایی تمایز استئوژنیک سلول‌های مزانشیمی در این محیط حفظ می‌شود.(۲۹)، (۳۰)
۱-۱۶ عصاره پلاکتی

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

به‌منظور روشن شدن نقش پلاکت‌ها در بازسازی بافت، یک مشتق دیگر از پلاکت به نام عصاره پلاکتی در شرایط invitro و invivo مورد ارزیابی قرار گرفت.
این فرآورده محصولی است که از پلاسمای غنی از پلاکت تهیه می‌شود که تحت پروسه‌ایی (فیزیکی- شیمیایی) غشای پلاکتی دچار تخریب می‌شود و باعث آزادسازی مواد محتوی گرانول‌های درون پلاکتی می‌شود. (۲۷)
۱-۱۷ تأثیرات عصاره پلاکتی روی ترمیم زخم
مکانیسم ترمیم مانند بسیاری از فرآیندهای بیولوژیکی، نمی‌تواند بر پایۀ وقایع سلولی ساده‌ای صورت بگیرد. بلکه ترمیم زخم شامل یکسری وقایع پیچیده سلولی و مولکولی تشکیل‌شده است این فرایندها نیاز به مشارکت هماهنگ از انواع سلول‌های مختلف ازجمله کراتینوسایت، فیبروبلاست، پلاکت، اندوتلیال‌ها و سلول‌های التهابی می‌باشند.(۶)
در مطالعات گوناگونی اثر عصاره پلاکتی بر این وقایع سلولی و مولکولی در سلول‌های متفاوتی مورد بررسی قرارگرفته است. (۳۱)،(۳۲)
یک ترمیم زخم موفق به بازسازی ماتریکس خارج سلولی مربوط می‌شود. و بازسازی فیبرهای کلاژنی توسط واسطه‌گرهایی به نام mmps18 صورت می‌گیرد.(۳۳)
mmps نماینده خانواده اندوپپتیداز19های وابسته به zn و ca هستند که در مجموع قادرند اغلب پروتئین‌های ماتریکس خارج سلولی را تخریب نمایند. mmps به‌عنوان یک پیش آنزیم ساخته‌ شده و معمولاً به‌وسیله یک پرو پپتید فعال‌شده‌اند. دو عضو خانواده mmps ها mmp2 و mmp9 هستند که زیر دسته ژلاتیناز می‌باشند.
کلاژناز تیپ 4 به خاطر توانایی قابل‌توجه تخریب ژلاتین و کلاژن تیپ 4، جزء اصلی خانواده محسوب می‌شوند. علاوه بر عملکرد تخریبشان این آنزیم‌ها به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم روی فعالیت چندین سیتوکین و مولکول زیستی واسطه‌گر برای التهاب و پروسه ترمیم اثر می‌گذارند. این فاکتورها شامل اینترلوکین β1 و اینترلوکین ۸ و TGF-β هستند.(۳۳)
بنابراین عملکرد MMP در بازسازی ماتریکس و ترمیم زخم به طرق مختلف صورت می‌گیرد. این‌که فاکتورهای رشد نقش اساسی روی پروسه ترمیم و تشکیل بافت جدید دارند، کاملاً پذیرفته‌شده است.
فاکتورهای رشد تأثیر بسیار زیادی روی پروسه‌های رایج ترمیم بافت‌ دارند، که شامل رگ زایی، کموتاکسی20 و تکثیر سلولی می‌باشند. درعین‌حال این‌ها سنتز و تخریب پروتئین‌های ماتریکس خارج سلولی را هم کنترل می‌کنند.(۳۴)
پلاکت‌ها به هموستاز کمک می‌کنند. و همچنین حاوی فاکتورهای رشد و سیتوکین ها نیز هستند. در دو دهه گذشته اطلاعات زیادی درباره نقش فیزیولوژی پلاکت‌ها در ترمیم زخم یافته‌اند، که این یافته‌ها منجر شد از پلاکت‌ها به‌عنوان ابزار درمانی استفاده شود.(۳۵)
در مطالعات invitro در جهت افشای مکانیسم‌های سلولی و مولکولی ترمیم زخم، به‌واسطه مشتقات پلاکتی نشان داده‌شده است که فرآورده عصاره پلاکتی، پاسخ ترمیم را به‌واسطه کراتینوسایت‌ها، فیبروبلاست‌ها، میوبلاست‌ها و اندوتلیال‌ها افزایش می‌دهد. اما مکانیسم‌های فعال کردن PL هنوز به‌خوبی مشخص نشده است. Mmp 9 به‌طور ویژه در لایه سلول‌های پایه اپیتلیالی بیان ‌شده است. و همچنین mmp2 برای ترمیم زخم‌های معمولی لازم نیست.
به همین علت یکی از مطالعات صورت گرفته اثر PL را روی mmps و تخریب ماتریکس خارج سلولی است. داده‌های این بررسی نشان داده است که PL رابطه بین سلول‌های پوستی و ماتریکس خارج سلولی را تنظیم می‌کند و مهم‌ترین اثرش up regulation mmp9 در کراتینوسایت‌ها است. که این mmp9 موردبحث، در مهاجرت سلول‌های التهابی و جایگزینی در محل زخم دخیل است. بیان mmp9 سلول‌های اپیتلیال در شروع مهاجرتشان القاشده، و پیشرفت اپیتلیالهای سطحی باعث پیشرفت بازسازی زخم می‌شود.
به‌منظور روشن شدن برخی از مکانیسم‌های زیربنایی توسط پلاکت‌ها، با استفاده از سلول‌های کراتینوسایت haca T به نمایندگی از یک مدل آزمایشگاهی تکثیر و مهاجرت کراتینوسایت را بررسی کردند. این سلول‌ها قبلاً در مطالعات بهبود زخم به‌عنوان نماینده شاخص مهاجرت اولیه کراتینوسایتهای انسانی به شمار می‌رفتند.
در آزمایش‌های سلول‌های haca T از عصاره پلاکتی به‌عنوان یک پانسمان در بالین مورداستفاده شد. در بررسی‌هایشان داده ‌شده است که در تیمار کراتینوسایت با PL (PI3K) نقش کمی در جلوگیری اسکار دارد.
همچنین مسیرهای ErK1/2 و P38 بیان و القای mmp را در کراتینوسایت‌ها تنظیم می‌کنند، نهایتا از مجموع داده‌ها این نتیجه برمی‌آید که PL باعث فعال شدن مسیرهای (ErK1/2 و P38) در کراتینوسایت می‌شود.
اهمیت P38 در تیمار PL از PI3K برای ترمیم زخم بیشتر است. در یک بافت دچار جراحت شده، شناخت اینترکشن‌های بین ماتریکس و سلول، کلید مکانیسم‌های ترمیم زخم است. به‌عنوان ‌مثال adhesion مرکزی مشتق شده از syndecan4 نقش عمده‌ای در ترمیم زخم ایفا می‌کند. syndecan4 یک تنظیم‌کننده در مدت ترمیم بافت است، و نقش ضروری‌اش در ترمیم زخم‌های پوستی و آنژیوژنز21 تأییدشده است. (۳۶)
اطلاعات نشان می‌دهند که syndecan4 در هر دو سلول کراتینوسایت و فیبروبلاست، احتمالاً به‌عنوان یک نشانه برای تحول در تغییر فازهای ترمیم زخم بکار می‌روند. به‌طور خاص اثر PL روی syndecan4 در کراتینوسایت‌ها باعث تغییر پروسه هموستاز به پروسه اپیتلیوم سازی مجدد22 می‌شود.
همچنین یکی دیگر از اثرات PL روی syndecan4 این است که باعث افزایش سرعت مهاجرت کراتینوسایت‌ها و فیبروبلاست ها به ناحیه زخم می‌شود. به همین علتsyndecan4 به‌عنوان یک مارکر برای خصوصیات ترمیم زخم به شمار می‌رود. همچنین PDGF در دو مرحله رونویسی و ترجمه syndecan4 را در فیبروبلاست پوستی انسان بالغ، تنظیم می‌کند. (۳۷)
در مورد ورود کراتینوسایت‌ها به ناحیه زخم up regulation mmp9 نیز نقش کمکی دارد. در مقابل فقدان تنظیم ژلاتیناز در فیبروبلاست همزمان با تحریک سنتز کلاژن تیپ 3 همراه می‌شود، که این نشانگر این امر است که PL فعالیت تخریب ماتریکس خارج سلولی پیشین بافت التهابی را تنظیم می‌کند. درنهایت می‌توان نتیجه گرفت که PL در پروسه ترمیم زخم به‌وسیله سرعت بخشیدن انتقال فاز التهابی به فاز شکل‌گیری بافت جدید، قادر است که زخم را بهبود ببخشد و از ایجاد اسکار جلوگیری کند.
تأثیرات مختلف PL روی انواع سلول‌ها بیانگر این است، که فاکتورهای رشد و سیتوکین های درون PL هماهنگ‌کننده اصلی مسیر ترمیم زخم است.(۳۶) در بافت جراحت یافته به‌محض شروع جراحت، آبشار وقایعی مثل التهاب، تشکیل بافت جدید و جایگزینی بافت جدید رخ می‌دهد، که به‌واسطۀ یک الگویی از مسیرهای سیگنالیگ اتفاق می‌افتد.
این واسطه‌گرها شامل فاکتورهای رشد و سیتوکین‌ها هستند که باعث تحریک فعالیت‌های درون‌سلولی می‌شوند، که به‌عنوان فرایند ترمیم شناخته‌شده‌اند. (۳۸)
در تیمار سلول‌های Haca T با PL نشان داده‌شده است که PL هیچ اثر سمی روی سلول‌های کراتینوسایت ندارد، و این عدم سمی بودن PL باعث عدم توقف ترمیم زخم می‌شود. اولین مرحله فوری ترمیم زخم، پوشاندن منطقه زخم به‌وسیله مهاجرت سلول‌های اپیتلیالی و مرحله بعدی تکثیر سلولی است. سلول‌های کراتینوسایت لبه زخم، به‌محض ایجاد زخم فعال می‌شوند و اتصالات بین سلولی خودشان را می‌شکنند و به نظر می‌رسد که با ایجاد پاهای کاذب شروع به خزیدن می‌کنند، به‌طوری‌که برای بازگرداندن تمام اپیتلیال بین منطقه زخم پراکنده می‌شود.(۳۲)
نتایج به‌دست‌آمده از مطالعات تأیید می‌کند که PL باعث تحریک کراتینوسایت‌ها به بستن زخم به‌وسیلهی پراکنده کردن آن‌ها می‌شود. علاوه بر تأثیر PL روی مهاجرت کراتینوسایت، مکانیسم مسیر سیگنالینگ دخیل در این امر نیز مورد بررسی قرارگرفته شده است. کلسیم خارج سلولی نقش اصلی در جایگزینی در پروسهی ترمیم بافت و مهاجرت سلول‌های اپیتلیالی دارد. همچنین کلسیم آزاد سیتوسولیک مهاجرت، تکثیر و تمایز سلولی را تنظیم می‌کند. به‌طور ویژه کمبود سیگنال‌های کلسیمی باعث تأخیر در ترمیم زخم در سلول‌های موشی می‌شود. (۳۹)
در سلول‌های اپیتلیالی برونشیال انسان، توسط رسپتورهای اختصاصی بااتصال به کلسیم درون‌سلولی به ترمیم زخم کمک می‌کنند. در مطالعات انجام‌ شده نشان داده‌اند که کلسیم درون‌سلولی در مکانیسم‌های ترمیم زخم کاملاً درگیر است. (۴۰)
نقش کلسیم سیتوزولی در PL که باعث ارتقا ترمیم زخم شده بود، توسط تصویربرداری canfocal تأیید شده است و دینامیک بودن سلول‌های کراتینوسایت در این تصویربرداری کاملاً قابل ‌مشاهده است. دیگر اجزای سیگنالینگ سلولی درگیر در ترمیم زخم، MAPKs شناخته‌ شده‌اند. که فعالیت آن‌ها برای پروسه ترمیم زخم یک عملکرد ضروری محسوب می‌شود.
در بررسی‌های صورت گرفته نشان داده ‌شده است که تیمار سلول‌ها با PL، مسیر سیگنالینگ P38 نسبت به 2/1 Erk سریع‌تر فعال می‌شود. فعالیت P38 باعث مهاجرت سلولی می‌شود در حالی ‌که فعالیت 2/1 Erk موجب تحریک تکثیر سلولی می‌گردد.
یکی دیگر از مسیرهای فعال مسیر PI3K/AKT است، که یک جزء حیاتی برای تکثیر و بقای سلول‌های اپیتلیال به شمار می‌رود. نقش PI3K/AKT در بهبود سلول‌های بدن ازجمله سلول‌های روده، سلول‌های اپیتلیال قرنیه و اپیتلیال رنگ‌دانه چشم گزارش ‌شده است.(۳۲)
عوامل رشد برای تحریک اپیتلیال قرنیه و سلول‌های اپیتلیال و بسته شدن زخم موثرند، و فاکتور رشد اپیدرمال خود باعث تحریک ترمیم زخم سلول‌های اپیتلیال قرنیه می‌شوند. با وجود اینکه مقالات زیادی دربارهی تأثیر PL روی ترمیم زخم منتشرشده، همچنان در بهره تعامل کنسانتره23 پلاکتی با فیبروبلاست اطلاعات محدودی در دست هست. همچنین هنوز غلظت مشخصی از فاکتورهای رشد در درمان زخم‌های طولانی‌مدت، در دسترس نیست.
مثلاً در بیماری‌های خاص از جمله دیابت که در آن سلول‌ها کمتر به عوامل رشد پاسخگو هستند؛ عدم پاسخ به عوامل رشد، منجر به پیری سلول و کاهش میزان تکثیر و استرس اکسیداتیو یا آسیب‌های DNA شده که احتمالاً در نهایت منجر به شکست ترمیم بافت زخمی می‌شود. در بافت جراحت یافته به‌محض شروع جراحت، آبشار وقایعی مثل التهاب، تشکیل بافت جدید و جایگزینی بافت جدید رخ می‌دهد، که به‌واسطهی یک الگویی از مسیرهای سیگنالیگ اتفاق می‌افتد. این واسطهگرها شامل فاکتورهای رشد و سیتوکینها هستند که باعث تحریک فعالیت‌های درون‌سلولی می‌شوند، که به‌عنوان فرایند ترمیم شناخته ‌شده‌اند.(۳۸)
۱-۱۸ فاکتورهای رشد و مسیر سیگنالینگ اختصاصی‌شان
به‌طورکلی پلاکت‌ها از قطعات بدون هسته سلول‌های مگاکاریوسیتی24 که در مغز استخوان هستند مشتق شده‌اند. عمر پلاکت‌ها در سیستم گردش خون تقریباً ۷ – ۹ روز است. در شکل استراحتشان، شکل اولیه خودشان رادارند اما زمانی که به اپیتلیوم‌ها می‌چسبند و یا توسط موادی فعال می‌شوند، تغییر شکل داده و محتویاتشان را آزاد می‌کنند، و همه فاکتورهای رشد و سیتوکین‌ها به محیط اطراف پخش می‌شوند، که این امر باعث گردهمایی و تجمع پلاکتی می‌شوند. شروع وقایع سیگنالینگ درون پلاکتی باعث سازمان‌دهی سیتواسکلتون‌های پلاکتی می‌شود، که این امر منجر به تغییر شکل سریعشان می‌شود. گردهمایی پلاکت‌ها به‌واسطه یکسری مولکول‌ها و فیبرونوژن‌ها که با همدیگر در تماس هستند، به‌وسیله یکسری پل‌های بین سلولی صورت می‌گیرد. بنابراین پلاکت‌ها در زمان ایجاد زخم یکی از عملکردهایی که برای بهبود ترمیم زخم انجام می‌دهند علاوه بر گردهمایی خودشان و انقباض عروق منطقه زخم، آزادسازی فاکتورهای رشد به منطقه زخم است. که هرکدام از این فاکتورها به ‌نوبه خود باعث راه‌اندازی مسیر سیگنالی می‌شود که در ترمیم زخم مؤثر است.(۳۶)
۱-۱۹ فاکتور رشد رگ زایی25
آنژیوژنز (رگزایی) عبارت است از رشد و تکامل عروق خونی جدید از طریق جوانه زدن از سلول‌های اندوتلیال عروق. رگ زایی در افراد سالم و بالغ پدیده نادری است که فقط به‌صورت موضعی و موقت، تحت شرایط فیزیولوژیک مشخص مانند ترمیم زخم، التهاب و چرخه جنسی زنان صورت می‌گیرد.(۴۱, ۴۲)
در بافت‌های نرمال فاکتورهای آنتی آنژیوژنیک بیشتر از فاکتورهای آنژیوژنیک بوده بنابراین آنژیوژنز اتفاق نمی‌افتد. عواملی (مانند هیپوکسی وموتاسیون در انکوژن‌ها و سرکوب کننده‌های تومور) که باعث افزایش غلظت فاکتورهای آنژیوژنیک و کاهش غلظت فاکتورهای آنتی آنژیوژنیک شوند این تعادل را به هم زده و آنژیوژنز صورت می‌گیرد. مهم‌ترین فاکتورهای آنژیوژنیک عبارت‌اند از:
فاکتور رشد اندوتلیال عروقی
فاکتور رشد فیبروبلاستی
فاکتور رشد مشتق از پلاکت‌ها آنژیوپوئیتین
VEGF یکی از مهم‌ترین تنظیم‌کننده‌های اختصاصی رگ زایی است. فاکتورهای رشد اندوتلیال عروقی عمل بیولوژیک خود را بر روی سلول‌های هدف از طریق میان کنش با گیرنده‌ها پس از اتصال به لیگاند خود به‌صورت دیمر درآمده واتو فسفریله می‌شوند

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید