1-6-2) میوز12
1-6-3) اسپرمیوژنز13
1-7) مورفولوژی اسپرم13
1-7-1) سر اسپرم13
1-7-2) دم اسپرم14
تصویر 1-1. ساختمان طبیعی اسپرم انسان (Parsiteb, 2013)14
1-7-3) اسپرم های غیر طبیعی14
تصویر 2-1 انواع شکل های اسپرم(blogfa, 2013)15
1-8) سرنوشت و اعمال آندروژن ها15
1-8-1) آندروژن های داخل بیضه ای15
1-8-2) تبدیل محیطی استروژن15
1-8-3)تبدیل محیطی دی هیدروتستوسترون16
1-8-4) اعمال محیطی تستوسترون16
1-8-5) مکانیسم عمل آندروژن16
1-8-6) انتقال و متابولیسم آندروژن ها17
1-8-7) محور هیپوتالاموس- هیپوفیز- بیضه17
تصویر1-3: محور هیپوتالاموسی- هیپوفیزی- بیضه ای (Bern et al, 2010)17
1-9) بلئومایسین18
1-9-1) تاریخچه و ساختمان شیمیایی بلئومایسین18
تصویر 1-4: ساختمان شیمیایی بلئومایسین(Umenzawa et al, 1966 ).18
1-9-2) مکانیسم اثر بلئومایسین:19
تصویر 1-5: مکانسم عمل بلئومایسین(Nature, 2013)19
1-9-3) کاربردهای بالینی20
1-10) استرس اکسیداتیو21
1-10-1) گونه های فعال اکسیژن(ROS):21
1-10-2) پیامدهای استرس اکسیداتیو در دستگاه تولید مثلی نر:21
تصویر 1-6: پیامدهای استرس اکسیداتیو در دستگاه تولید مثلی نر(Clevelandclinic, 2013)22
1-11) آنتی اکسیدانت ها و نقش حفاظتی آنها در برابر استرس اکسیداتیو:23
1-12) سنجش استرس اکسیداتیو25
1-12-1) مالون دی آلدئید (MDA)25
1-12-2) گلوتاتیون احیا (GSH)25
1-12-3) آنزیم کاتالاز26
1-13) ژل رویال26
1-13-2) طریقه نگهداری26
1-13-3) خواص فیزیکی ژل رویال27
1-13-4) خواص درمانی ژل رویال28
1-13-4-1) خاصیت میکروب کشی28
1-13-4-2) کاهش فشار خون28
1-13-4-3) جلوگیری از تصلب شرائین28
1-13-4-4) جوانی و شادابی پوست و ضد پیری29
1-13-4-5) خاصیت ضد سرطانی29

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1-14) تولیدمثل در موشهای صحرایی :29
1-14-1) بلوغ :29
1-14-2) رفتار تولیدمثلی :30
1-14-3) دستگاه تولیدمثلی موشهای صحرایی نر :30
تصویر 1-7: دستگاه تولیدمثلی موشهای صحرایی نر(Russell, 1992).32
1-15) تولید جنین در شرایطIn Vivo32
1-15-1) آمیختن گامت ها32
1-16) تولید جنین در شرایط آزمایشگاهی33
1-16-1) ظرفیت پذیری اسپرم33
1-16-2) لقاح آزمایشگاهی (IVF)34
2-1) مواد و تجهیزات مورد نیاز35
2-2) حیوانات مورد مطالعه:35
2-2-1) تعیین دوز مؤثر دارو و حیوانات35
2-2-2) گروه بندی حیوانات:36
2-3) نمونه برداری36
2-4) مراحل تهیه مقاطع بافتی37
2-4-1) آبگیری (dehydration)37
2-4-2) شفاف سازی (clearing)37
2-4-3) نفوذ و آغشتگی37
تصودر 2-1: مراحل قالب گیری بافت(Istockphoto, 2013)38
2-4-5) برش بافت و ثابت کردن مقاطع بافتی بر روی لام38
2-4-6) رنگ آمیزی مقاطع بافتی38
2-4-6-1) رنگ آمیزی آهن وایگرت39
2-5) آماده سازی موش برای IVF41
2-5-1) آماده سازی محیط کشت برای IVF41
2-5-2) طرز تهیه محیط کشت mR1ECM:41
2-5-3) آماده سازی اسپرم :42
2-5-4) روش گرفتن تخمک بالغ و لقاح داخل آزمایشگاهی(IVF):42
2-5-4-1) لقاح داخل آزمایشگاهی (IVF):42
2-5-4-2) ارزیابی رشد جنین ها:42
تصویر2-2: مراحل انجام پروسه IVF43
. 2-6) ارزیابی هیستومورفومتریک بیضه44
2-7) ارزیابی فاکتور های مختلف بافت بیضه44
2-7-1) ضریب تمایز لوله ای (TDI)44
2-7-2) ضریب اسپرمیوژنز (SPI)44
2-7-3) ضریب سلول سرتولی (SCI)44
2-7-4) ضریب میوزی (MI)44
2-8) ارزیابی خصوصیات اسپرم ها45
2-8-1) نحوه استحصال اسپرم از اپیدیدم45
2-8-2) شمارش اسپرمها :45
2-8-3) ارزیابی قابلیت زنده ماندن اسپرم ها45
2-8-4) بررسی تحرک اسپرماتوزوئیدها45
2-8-5) بررسی وضعیت بلوغ هسته اسپرم: رنگ آمیزی آنیلین بلو (AB)46
2-8-6) بررسی DNA شکسته و یا تک رشته ای: رنگ آمیزی آکریدین اورانژ (AO)46
2-9) سنجش فاکتورهای بیوشیمیایی46
2-9-1) روش اندازه گیری مالون دی آلدئید :46
2-9-2) روش اندازه گیری قدرت آنتی اکسیدانی کل(FRAP):47
2-9-3) روش اندازه گیری فعالیت آنزیم کاتالاز:48
2-10) اندازه گیری تستوسترون سرمی48
2-11) مطالعات هیستوشیمیایی بیضه48
2-11-1) رنگ آمیزی آهن وایگرت48
2-11) آنالیز و تحلیل داده ها48
3-1) نتایج حاصل از ارزیابی خصوصیات اسپرم50
3-1-1) نتایج حاصل از بررسی تعداد اسپرم50
نمودار 3-1: مقایسه میانگین تعداد اسپرم ها در گروه های تحت تیمار(* اختلاف معنی دار با گروه کنترل و گروه ژل رویال ( p<0.05)؛ # اختلاف معنی دار با گروه داروی بلئومایسین(p<0.05))51

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

3-1-2) نتایج حاصل از مطالعه میزان اسپرم زنده51
تصویر 3-1: اسپرم زنده(1) با سر بدون رنگ و اسپرم مرده با سر صورتی(2)، رنگ آمیزی ائورین(E&N ×400).52
نمودار3-2 درصد اسپرم های زنده در گروه های تحت تیمار(* اختلاف معنی دار با گروه کنترل و گروه ژل رویال ( p<0.05)، # اختلاف معنی دار با گروه داروی بلئومایسین(p<0.05))52
3-1-3)نتایج حاصل از مطالعه میزان تحرک اسپرم53
3-1-4) نتایج بررسی وضعیت بلوغ هسته اسپرم54
3-1-5) نتایج حاصل از مطالعه DNA اسپرم56
3-2) یافته های بیوشیمیایی58
3-2-1) نتایج حاصل از بررسی میزان مالون دی آلدئید58
3-2-2) نتایج حاصل از اندازه گیری ظرفیت آنتی اکسیدانی کل59
3-2-3) نتایج حاصل از اندازه گیری فعالیت آنزیم کاتالاز60
3-2-4) نتایج حاصل از بررسی سطح تستوسترون61
3-3) نتایج بررسی های بافت شناسی بافت بیضه63
3-3-1) یافته های مورفولوژیک در بافت بیضه63
3-3-2) یافته های هیستومورفومتریک در بافت بیضه66
3-3-2-1) نتایج حاصل از اندازه گیری قطر لوله های سمینیفر66
3-3-3) نتایج حاصل از ارزیابی های اسپرماتوژنز در بافت بیضه67
3-3-3-1) نتایج حاصل از محاسبه ضریب اسپرمیوژنز67
3-3-3-2) نتایج حاصل از ضریب سلول های سرتولی68
3-3-3-3) نتایج حاصل از محاسبه ضریب تمایز لوله ای69
3-3-3-4) نتایج حاصل ازاندازه گیری ضریب میوزی70
3-4) نتایج حاصل از مطالعه پارامترهای مختلف لقاح (IVF)72
3-4-1) نتایج حاصل از تعداد اووسیت های لقاح یافته در گروه های تحت تیمار72
3-4-2) نتایج حاصل از تعداد جنین های دو سلولی73
3-4-3) نتایج حاصل از تعداد بلاستوسیست74
3-4-4) نتایج حاصل از تعداد جنین های متوقف شده75
4-1) تاثیر بلئومایسین و ژل رویال بر فاکتورهای بیوشیمیایی80
4-2) تاثیر بلئومایسین و ژل رویال بر میزان تحرک اسپرم:81
4-3) تاثیر بلئومایسین و ژل رویال بر میزان ترشح تستوسترون81
4-4) بررسی تاثیر بلئومایسین و ژل رویال بر بلوغ اسپرم82
4-5) بررسی تاثیر بلئومایسین و ژل رویال بر کیفیت DNA اسپرم82
4-6) بررسی تاثیر بلئومایسین و ژل رویال بر هیستولوژی لوله های منی ساز83
4-7)تاثیر بلئومایسین و ژل رویال بر قدرت باروری85
4-8) نتیجه گیری:87
4-9) پیشنهادات:87
فصل پنچم: منابع
5-1) منابع……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….87
چکیده انگلیسی…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………101
.
چکیده:
بلئومایسین آنتی بیوتیکی کموتراپیک است که توسط باکتری Streptomyces verticillus تولید میشود و به طور معمول برای درمان سرطان های انسانی مورد استفاده قرار میگیرد. ژل رویال از غدد آرواره ای و زیر حلقی زنبور کارگر ترشح می گردد و متشکل از 66% آب، 15% شکر، 5% چربی، 13% پروتئین، اسیدهای آمینه ضروری و ویتامین های مختلف تشکیل شده است. هدف از پژوهش حاضر، ارزیابی اثر داروی بلئومایسین بر پارامتر های اسپرم، استرس اکسیداتیو و آسیب های بافتی در بیضه موش های صحرایی نر بالغ می باشد. در این مطالعه از چهل سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار( gr20 ±200 ) استفاده گردید که به طور تصادفی در 4 گروه (10n: ) توزیع گردیدند. گروه کنترل نرمال سالین را دوبار در هفته با دوز 10 ml / kg به صورت درون صفاقی بمدت 48 روز دریافت کردند. گروه ژل رویال نرمال سالین را دو بار در هفته با دوز 10 mg / kg از طریق تزریق درون صفاقی و ژل رویال را با دوز mg/kg 100 روزانه یک بار به صورت خوراکی و از طریق گاواژ بمدت 48 روز دریافت کردند. گروه بلئومایسین که دارو را با دوز10 mg/kg به مدت 48 روز (2 بار در هفته ) به صورت تزریق درون صفاقی دریافت کردند و گروه بلئومایسین_ ژل رویال که دارو را 2 بار در هفته با دوز 10 mg / kg از طریق تزریق درون صفاقی و ژل رویال را با دوز 10 mg / kg روزانه یک بار به صورت خوراکی از طریق گاواژ بمدت 48 روز دریافت کردند. در پایان دوره تیمار توان باروری، درصد آسیب DNA اسپرم ، میزان تحرک، تعداد و قدرت زنده ماندن اسپرم ها و همچنین عملکرد آنتی اکسیدان ها در هموژنات بافت بیضه مورد سنجش قرار گرفت و آسیب شناسی بافتی نیز جهت ارزیابی درجات مختلف آسیب بافت بیضه انجام گردید. یافته های پژوهش حاضر نشان داد که بلئومایسین به طور معنی داری (P<0.05) سبب کاهش تعداد، قدرت زیست ، تحرک اسپرم و سطح تستوسترون در موشهای صحرایی نر گردید، علاوه بر این تجویز این دارو سبب کاهش معنی دار قدرت باروری و سطوح آنتی اکسیدانی (P<0.05) در مقایسه با گروه کنترل گردید، همچنین میزان پراکسیداسیون لیپیدی در گروه دارو به طور معنی داری نسبت به گروه کنترل افزایش یافت. این در حالی است که تیمار توأم ژل رویال با این دارو به طور معنی داری (P<0.05) میزان پراکسیداسیون لیپیدی را کاهش و سطوح آنتی اکسیدانها و قدرت باروری را نسبت به گروه دریافت کننده بلئومایسین بهبود بخشید. علاوه بر این در بررسی آسیب شناسی بافت بیضه مشخص گردید که ژل رویال، آسیب بافت بیضه ناشی از بلئومایسین را بهبود می بخشد.
نتایج به دست آمده حاکی از این امر است که احتمالاً ژل رویال با خواص آنتی اکسیدانی خود سبب کاهش ROS گشته و بدین ترتیب از بافت بیضه موشهای صحرایی نر در برابر اثرات توکسیک بلئومایسین محفاطت .می نماید.
کلمات کلیدی: بلئومایسین، ژل رویال، بیضه، موش صحرایی نر
1-1) مقدمه:
در طی 50 سال اخیر، سرطان بیضه شایع ترین سرطان موثر بر مردانی است که در سن باروری قرار دارند(Bray et al, 2006)، اما در صورت تشخیص زود هنگام، این بیماری قابل معالجه و درمان می باشد. شیمی درمانی بین المللی سرطان، برای اولین بار در سال 1955 آغاز گردید. در آن زمان تنها یک داروی ضد سرطان به نام (نیتروژن موستاد) وجود داشت اما امروزه هزاران داروی موثر و جدید کشف شده اند و افزون بر 10 هزار نفر با شیمی درمانی نجات می یابند. آمار مرگ و میرهای ناشی از سرطان در کشورهای آسیایی و افریقایی چندین برابر آمریکا و اروپا است.
برخی از داروهایی که در شیمی درمانی سرطان به صورت قرص یا آمپولهای متعدد و سایر ترکیبات به کار می روند عبارتند از : متاتروکسات، وین کریستین، آدریا مایسین، پردنیزولون، بلئومایسین، مرکاپتوپیرین، دائنوروبی سین، آسپاراژنیاز، سیکلوفسفامید، بوسولفان، سیس پلاتین، کلرامبوسیل، 5- فلورواوراسیل، فلوتامید، اینترفرونها، میتوتان، میتومیسین، اینترلوکینها و … غربالگری فراورده های میکروبی منجر به کشف تعدادی از ترکیبات مهار کننده رشد و خاصیت مفید بودن آنها در شیمی درمانی سرطان شده است. بسیاری از این آنتی بیوتیک ها از طریق بر هم کنش با بازهای خاص و مهار سنتز DNA، RNA یا هردو، سبب شکست در زنجیر DNA و تداخل با همانندسازی سلول می شوند. اکثر آنتی بیوتیک های ضد تومور که در حال حاضر در آزمایشات بالینی استفاده میگردند، از سویه های مختلف استرپتومایسیس تولید می شوند که شامل آنتراسیکلین ها، بلئومایسین و میتومایسین می باشند.
تجویز همزمان بلئومایسین، اتوپوزید و سیس پلاتین(BEP) عمر مبتلایان به سرطان بیضه را تا 5 سال افزایش میدهد(Robinson et al, 2007) بلئومایسین آنتی بیوتیکی کموتراپیک است که در درمان‌ سرطان‌ بیضه، سلولهای‌ سنگفرشی‌ سر و گردن‌، گلو، سرویکس‌، پوست و کلیه‌ کاربرد دارد. این‌ دارو همچنین‌ ممکن است‌ در افوزیونهای‌ بدخیم‌ پریتونئال‌ وپلورال‌ و در درمان‌ لنفوم‌ هوچکینی‌ وغیرهوچکینی‌ موثر باشد. این دارو یک پپتید کوچک است که حاوی یک ناحیه اتصال به DNA و در انتهای مخالف آن دارای یک رشته متصل شونده به آهن است. با اتصال به DNA سبب شکست در یک یا هر دو رشته DNA گشته و به دنبال آن باعث ایجاد رادیکال های آزاد و مهار بیوسنتز DNAمی شود. به علت اکسید شدن کمپلکس DNA- بلئومایسین-Fe(II) رشته DNA، قطعه قطعه گشته و در نهایت سبب ناهنجاری کروموزومی می شود. این دارو یک عامل اختصاصی جهت چرخه سلولی است و سبب توقف سلولها در فاز G2می شود(دهپور، 1388).
ژل رویال 1(Rj) توسط غدد آرواره ای و زیر حلقی زنبور کارگر ترشح میگردد. ملکه با مصرف این ژل میتواند تا 5 یا 6 سال زنده بماند در حالیکه عمر زنبورهای کارگر بین 7 تا 8 هفته میباشد (Hiroyukiet al, 2012). Rj متشکل از 66% آب، 15% قند، 5% چربی، 13% پروتئین می باشد و غنی از مواد معدنی، هورمون های طبیعی، ویتامین B، اسید چرب، اسید مولیک همراه با اسید آسپارتیک است که برای ترمیم بافت و رشد، حائز اهمیت می باشد. Rj سبب کاهش فشار خون و افزایش نرخ رشد شده و با دارا بودن مواد ضدعفونی کننده و فعالیت های ضد توموری، خاصیت ضدالتهابی و آنتی اکسیدانی دارد (Hiroyukiet al, 2012; Sver et al, 1996).
از جمله اسید های چرب غیر اشباع موجود در ژل رویال می توان به 10 هیدروکسی 2 دکونئیک اسید(10-HPA) اشاره نمود که در طبیعت تنها در ژل رویال دیده شده و خواص اعجاب انگیزی را در بر دارد (Bărnuţiu et al, 2011). نشان داده شده است که عملکرد پروتئین های Rj فعالیت آنتی اکسیدانی بالایی داشته و این پروتئین ها توانایی مهار رادیکال های آزاد را دارند( Nagai et al., 2004; Sver et al, 1996 ). هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر داروی بلئومایسین بر پارامترهای اسپرم، تغییرات بافتی بیضه، سیستم استرس اکسیداتیو و توان باروری (IVF) در موش های صحرایی2 نر می باشد.
2-1) کلیات
3-1) دستگاه تولید مثل نر در پستانداران
دو جزء مهم دستگاه تولید مثل گنادها3 و مجرای تولیدمثلی4 هستند. گنادها (بیضه ها) عملکرد اندوکرینی انجام می دهند، که در محور هیپوتالاموس- هیپوفیز- گنادی تنظیم می شود. گنادها از سایر غدد اندوکرینی متفاوت هستند به طوری که در آن ها عمکرد اگزوکرین (گامتوژنز) نیز صورت می گیرد. مجرای تولیدمثل از چندین جنبه در نمو، عملکرد و انتقال گامت درگیر می باشد. دستگاه تولید مثل مرد برای گامتوژنز مادام العمر تکامل یافته که این تکامل، همراه با اسپرم در تراکم بالا (منی به مقدار 3 تا 5 میلی لیتر و بیش از 60 میلیون اسپرم در هر میلی لیتر) برای بروز تلقیح داخلی همراه می باشد. در مردان بزرگسال نقش پایه ای هورمون های گنادی شامل: پشتیبانی گامتوژنز(اسپرماتوژنز)، حفظ مجرای تولید مثل، تولید منی و حفظ ویژگی های جنسی ثانویه و لیبیدو5 در مردان می باشد(Berne et al, 2010).
1-3-1) بیضه
بیضه غده زوجی است که به علت تولید سلول های جنسی، غده سلول زا نامیده می شود(رجحان، 1376) و در خارج از شکم و در فضایی موسوم به اسکروتوم قرار دارند. این جایگاه دمای بیضه را در حدود 2 درجه پایین تر از دمای بدن حفظ میکند که این دما برای نمو مطلوب اسپرم حیاتی است(Berne et al, 2010). در واقع بیضه ها در مرحله جنینی در پشت پرده صفاق و مجاور دیواره خلفی حفره شکم تکامل می یابند(رجحان، 1376)، سپس به طرف اسکروتوم که در انتهای طناب های اسپرماتیک قرار گرفته، مهاجرت نموده و درون آن آویزان می شوند. شکل و اندازه آن در گونه های مختلف متفاوت می باشد. برای تولید نرمال اسپرم، این غده باید حدود 1 تا 4 درجه سانتیگراد پایین تر نسبت به متوسط درجه حرارت بدن قرار گیرد. تنطیم این دما تا حدی به واسطه تبادل حرارتی از طریق عروق شریانی و وریدی انجام می گیرد که به دور بافت بیضه پیچیده اند (بیگدلی، 1383). عوامل دیگر کنترل دما عبارتند از تبخیر عرق از اسکروتوم و انقباض عضلات کرماستر در طناب اسپرماتیک که سبب کشیده شدن بیضه ها به کانال اینگوینال شده و دمای آنها را افزایش میدهد (.(Junqueira, 2005 وزن هر بیضه در انسان حدود 40 گرم می باشد، قطر قسمت طولی بیضه حدود 5/4 سانتیمتر می باشد. 80% بیضه یک فرد بالغ متشکل از لوله های مولد منی است و 20% باقی مانده مربوط به کپسول و داربست بیضوی است که در داخل آن سلول های لیدیگ پراکنده شده اند (بیگدلی، 1383)
1-3-1-1) ساختمان بیضه و اپی دیدیم
هر لوبول بیضه دارای یک تا سه مجرای اسپرم ساز می باشد. در لابلای این مجاری بافت همبند ظریفی دیده می شود که حاوی عروق و اعصاب و تعدادی سلول بیضوی شکل بنام سلول لایدیگ6 است. سلول های لایدیگ، تستوسترون ترشح می کنند. جزء دیگر این عضو سلول های میوئید دور لوله ای هستند، که در بیضه نابالغ تحت عنوان سلول های پیرامون لوله ای7 معروفند و با بلوغ جنسی تحت تأثیر هورمون های هیپوفیزی و آندروژن ها خاصیت انقباضی پیدا میکنند (Eurell and Frappier, 2006). دو نوع انقباض در این لوله ها دیده می شود: نوع اول باعث به جلو راندن محتویات لوله می گردد. این نوع انقباض احتمالا در انتقال اسپرم رها شده به شبکه بیضه نقش دارد. نوع دوم: انقباض موضعی است وباعث دور کردن سلول های زایای پیش میوزی از غشاء پایه میگردد و همچنین به رها سازی اسپرم در فرآیند اسپرم ریزی کمک می کند (Lamp and Foster, 1988). جزء سوم این عضو لوله های منی ساز8 هستند که اسپرماتوزوئیدها را تولید می کنند. اسپرماتوزوئیدها در داخل مجاری اسپرم ساز تکامل و تمایز می یابند. سلولهای سرتولی یا پشتیبان، سلولهای هرمی شکلی هستند که درون مجاری اسپرم ساز دیده می شوند و دارای سه عمل پشتیبانی، فاگوسیتوز و ترشح می باشند. سر اپی دیدیم دارای 12 تا 20 مجرای کوچک است که ادامه ی مجاری افرنت می باشند. این مجاری به دور خود پیچ خورده و لوبول های مخروطی شکل اپی دیدیم را تشکیل می دهند. هر یک از لوبول های اپی دیدیم 15 تا 20 سانتی متر طول دارد و مجموعه ی آنها به لوله ی منفرد اپی دیدیم که 6 متر طول داشته و در نواحی تنه و دم اپی دیدیم قرار دارد، ختم می شود. اپی تلیوم اپی دیدیم از نوع مطبق کاذب است که در رأس سلولهای منشوری آن تعدادی مژه ی غیر متحرک بنام استرئوسیلیا9 وجود دارد. طبقه های عضلانی اپی دیدیم در دو لایه داخلی (حلقوی) و خارجی (طولی) قرار گرفته است (حسن زاده، 1391).
1-3-1-2) آپاندیس بیضه و آپاندیس اپی دیدیم 10
یک زائده ی کوچک و بیضوی شکل از انتهای فوقانی بیضه، درست زیر سر اپی دیدیم، آویزان می شود که به نام آپاندیس بیضه یا کرم بی پایه مورگانی موسوم است. این زائده بقایای انتهای فوقانی مجرای پارامزونفریک می باشد. بر روی سر اپی دیدیم نیز یک زائده ی کوچک دیده می شود که از بقایای مجرای مزونفریک بوده و بنام آپاندیس اپی دیدیم موسوم می باشد(حسن زاده، 1391).
1-3-1-3) غلافهای بیضه11
بیضه توسط سه غلاف پوشیده می شود که از خارج به داخل شامل: تونیکا واژینالیس، تونیکا آلبوژینه و تونیکا واسکولوزا می باشد(حسن زاده، 1391).
1-3-1-4) تونیکا واژینالیس12
یک غلاف صفاقی دو لایه است که دارای یک لایه ی احشایی و یک لایه ی جداری می باشد. لایه ی جداری آن به فاسیای اسپرماتیک داخلی که داخلی ترین لایه ی اسکروتوم است، متصل شده و لایه ی احشایی آن به تونیکا آلبوژینه می چسبد. کنار خلفی بیضه و اپی دیدیم توسط تونیکا واژینالیس پوشیده نشده اند. در این محل لایه های جداری و احشایی تونیکا واژینالیس در امتداد یکدیگر قرار می گیرند. لایه ی احشایی این غلاف، وارد فضای بین اپی دیدیم و سطح خارجی بیضه شده و سینوس اپی دیدیم را می سازد. تونیکا واژینالیس، انتهای دیستال پروسسوس واژینالیس13 است. پروسسوس واژینالیس، یک استطاله ی صفاقی است که در هنگام نزول بیضه در دوران جنینی آن را همراهی می کند و پس از ورود بیضه به کیسه بیضه، مسدود می شود. این استطاله ممکن است کاملاً از بین برود و یا بصورت یک نوار لیفی در ضخامت طناب اسپرماتیک باقی بماند(حسن زاده، 1391).
1-3-1-5) تونیکا آلبوژینا14
یک غلاف سفید مایل به آبی است که از جنس بافت همبند متراکم می باشد. این غلاف در طول کنار خلفی بیضه ضخیم تر شده، مدیاستینوم بیضه 15را بوجود می آورد. عروق و اعصاب بیضه از طریق این ناحیه وارد بیضه می شوند. تعدادی تیغه بنام تیغه های بیضه16 از مدیاستینوم بیضه وارد بیضه شده وآن را به حدود 250 لبول ناقص تقسیم می کنند. هر لبول بیضه دارای یک تا سه مجرای اسپرم ساز 17پیچ در پیچ می باشد. مجاری اسپرم ساز به مجاری مستقیمی ختم می شوند که در مدیاستینوم بیضه یک شبکه بنام شبکه ی بیضه18 تشکیل داده اند. شبکه ی بیضه با مجاری افرنت ارتباط داشته و از این طریق با سر اپی دیدیم مرتبط می شوند(حسن زاده، 1391).
1-3-1-6) تونیکا واسکولوزا19
از جنس بافت همبند سست بوده و حاوی عروق خونی فراوان می باشد. این غلاف سطح داخلی غلاف آلبوژینه را پوشانده و همراه با تیغه های آن وارد بیضه می شود(حسن زاده، 1391).
1-3-1-7) عصب گیری بیضه
اعصاب بیضه و اپی دیدیم همراه با شریان بیضه نزول می کنند. این اعصاب از شبکه های کلیوی و آئورتیک مشتق می شوند. الیاف سمپاتیک آن از دهمین و یازدهمین سگمان نخاع سینه ای می باشند. دردهای بیضه در قسمت تحتانی جدار شکم حس می شوند.
1-3-2) مجرای دفران20

مجرایی است به طول 40 تا 50 سانتی متر که از دم اپی دیدیم شروع می شود. این لوله ابتدا در مجاورت کنار خلفی بیضه، در داخل اپی دیدیم صعود می کند. در مجاورت انتهای فوقانی بیضه، مجرای دفران در قسمت خلفی طناب اسپرماتیک قرار گرفته و در ضخامت آن صعود می کند. همراه با طناب اسپرماتیک از کانال اینگوینال عبور کرده و در سوراخ عمقی اینگوینال، طناب را ترک می کند. سپس شریان اپی گاستریک تحتانی را از خارج دور زده و در جلوی شریان ایلیاک خارجی صعود می کند. پس از آن، بطور مایل بطرف عقب و پایین می آید و بعد از تقاطع با عروق ایلیاک خارجی، وارد لگن کوچک می شود. این مجرا در حالیکه نسبت به شریان مسدود شده ی نافی، عروق و عصب ابتراتور و عروق مثانه ای در داخل قرار گرفته، از بین جدار خارجی لگن و صفاق بطرف عقب می رود. سپس با حالب تقاطع کرده و در سطح خلفی مثانه قرار می گیرد. در سطح خلفی مثانه، در حالی که نسبت به سمینال وزیکول در داخل قرار گرفته نزول می کند و بتدریج در مجاورت مجرای طرف مقابل قرار می گیرد. در قاعده ی پروستات مجرای دفران با مجرای سمینال وزیکول پیوند شده، مجرای انزالی21 ایجاد می شود. مجرای دفران در خلف مثانه متسع و پیچ دار می شود. این قسمت از مجرای دفران را آمپول می نامند. با توجه به اینکه جدار مجرای دفران ضخیم است و مجرای داخلی آن کوچک می باشد، در هنگام لمس این مجرا به شکل طناب است(حسن زاده، 1391).
1-3-2-1) ساختمان مجرای دفران
مجرای دفران شامل سه طبقه ی مخاطی، عضلانی و همبندی است. مخاط آن دارای چینهای طولی بوده و اپی تلیوم آن از نوع مطبق کاذب است که سلولهای منشوری آن فاقد مژه می باشند. طبقه ی عضلانی ضخیم بوده و از دو لایه طولی داخلی و خارجی تشکیل شد ه است که یک لایه حلقوی در بین آن ها قرار می گیرد.
1-3-2-2) عصب گیری
مجرای دفران از شبکه هیپوگاستریک عصب گیری می کند.
1-3-3) مجاری ابرنت22
یک مجرای باریک و بن بست به نام مجرای ابرنت دمی به قسمت دمی اپی دیدیم یا ابتدای مجرای دفران متصل می شود. این مجرا 5 تا 35 سانتی متر طول دارد و فاقد پیچ و خم است.
یک مجرای ابرنت سری نیز بر روی سر اپی دیدیم دیده می شود که با شبکه بیضه ارتباط دارد. مجاری ابرنت از مجاری مزونفریک مشتق می شوند.
1-3-4) پارادیدیم23
مجموعه ی کوچکی از مجاری پیچ و خم دار است که در جلوی طناب اسپرماتیک در بالای سر اپی دیدیم قرار دارند. این مجاری بقایای مزونفروس هستند.
1-3-5) طناب اسپرماتیک24
طناب اسپرماتیک از سوراخ عمقی کانال اینگوینال تا بیضه امتداد می یابد. این طناب شامل مجرای دفران، شریان مجرای دفران، عروق و اعصاب بیضه می باشد. عناصر فوق توسط سه لایه احاطه شده اند که این سه لایه در اطراف بیضه نیز قرار می گیرند و عبارتند از: فاسیای اسپرماتیک داخلی25، فاسیای کرماستریک26 و فاسیای اسپرماتیک خارجی27. در دوران جنینی، هنگامی که بیضه نزول می کند، از داخل کانال اینگوینال عبور کرده، وارد اسکروتوم می شود. در این مرحله عناصری که همراه بیضه هستند (مجرای دفران، عروق مجرای دفران و بیضه و اعصاب بیضه )، لایه هایی از جدار شکم را با خود به طرف اسکروتوم می برند. فاسیای اسپرماتیک داخلی، یک لایه ی نازک و سست است که از فاسیای عرضی شکم28 مشتق می شود. فاسیای کرماستریک شامل الیاف عضلانی و مقداری بافت همبند سست است که در امتداد عضله مایل داخل شکم قرار می گیرد. فاسیای اسپرماتیک خارجی یک لایه ی متراکم است که در امتداد نیام عضله ی مایل خارجی شکم می باشد. بنابراین مشخص می شود که در داخل کانال اینگوینال، فاسیای اسپرماتیک خارجی وجود ندارد. طناب اسپرماتیک چپ کمی طویل تر از طناب اسپرماتیک راست می باشد. به همین دلیل بیضه ی چپ پایین تر از بیضه ی راست قرار می گیرد. طناب اسپرماتیک در بین سوراخ سطحی کانال اینگوینال و بیضه از جلوی تندون عضله ی آدوکتورلونگوس عبور می کند. شریان پودندال خارجی سطحی از جلو و شریان پودندال خارجی عمقی از عقب با طناب تقاطع می کنند. عناصری که درون طناب اسپرماتیک قرار دارند، عبارتند از: مجرای دفران، شریان بیضه، شریان مجرای دفران، شریان کرماستریک ( شاخه ای از شریان اپی گاستریک تحتانی)، شبکه ی پیچک مانند و وریدهای بیضه، عروق لنفاوی بیضه، شاخه ی ژنیتال عصب ژنیتوفمورال (L2 ) و اعصاب بیضه. در لابلای عناصر فوق مقداری بافت همبند سست قرار می گیرد .
1-3-6) اسکروتوم یا کیسه بیضه29
کیسه ای است که در پایین سمفیزیس پوبیس، در بین سطوح قدامی داخلی رانها قرار دارد. بیضه ها، اپی دیدیمها و قسمت های تحتانی طنابهای اسپرماتیک درون این کیسه قرار می گیرند. اسکروتوم از دو نیمه ی راست و چپ تشکیل شده است که توسط یک سجاف30 پوستی به یکدیگر متصل می شوند. این سجاف پوستی در جلو در سطح تحتانی پنیس ودر عقب در خط میانی پرینه تا مقعد امتداد می یابد و بیانگر مبدأ دو طرفه ی اسکروتوم از برجستگیهای لبیواسکروتال است. اسکروتوم در افراد پیر و در هنگام گرما، صاف و آویزان شده ولی در افراد جوان و در هنگام سرما کوتاه و چین خورده است. لایه های کیسه بیضه عبارتند از: پوست، عضله ی دارتوس31، فاسیای اسپرماتیک خارجی، فاسیای کرماستیک و فاسیای اسپرماتیک داخلی. پوست اسکروتوم نازک، قابل کشش وتیره رنگ است. این پوست دارای چین های عرضی است که از سجاف میانی به طرف خارج می روند. عضله ی دارتوس یک لایه ی نازک از الیاف عضلانی صاف است که در امتداد لایه ی سطحی فاسیای سطحی شکم قرار می گیرند. عضله ی دارتوس در تشکیل تیغه ی اسکروتال32 که دو بیضه را از یکدیگر جدا می کند، شرکت می نماید. اتصال عضله ی دارتوس به پوست بسیار محکم ولی به لایه های زیرین سست است. یک نوار لیفی عضلانی بنام رباط اسکروتال33 از عضله ی دارتوس به انتهای تحتانی بیضه متصل می شود که در تنظیم درجه حرارت بیضه نقش دارد. فاسیای اسپرماتیک داخلی که فاسیای اینفاندیبولیفورم نیز نامیده می شود به سستی به لایه ی جداری تونیکا واژینالیس متصل م
ی گردد(حسن زاده، 1391).
1-3-6-1) عصب گیری
1/3 قدامی اسکروتوم از طریق عصب ایلیواینگوینال و شاخه ی ژنیتال عصب ژنیتوفمورال از اولین عصب نخاعی کمری (L1) عصب گیری می کند. 2/3 خلفی اسکروتوم از طریق شاخه های اسکروتال خلفی عصب پودندال و شاخه های پرینه آل عصب جلدی رانی خلفی از سومین عصب نخاعی خاجی (S3) عصب گیری می کند. عضله ی دارتوس از الیاف سمپاتیک همراه با شاخه های ژنیتال عصب ژنیتوفمورال عصب گیری می کند(حسن زاده، 1391).
1-3-7) سمینال وزیکولها34
هر سمینال وزیکول لوله ی بن بستی است که به دور خود پیچ خورده و حالت لوبولی دارد. طول این عضو هرمی شکل 5 سانتی متر است و قاعده اش متوجه بالا، عقب و خارج می باشد. سطح قدامی سمینال وزیکول با قاعده ی مثانه مجاورت دارد و سطح خلفی آن به واسطه ی فاسیای رکتووزیکال ( فاسیای دنون ویلیه) از رکتوم جدا می شود. رأس این عضو در پایین، بصورت یک لوله ی مستقیم است که به آن آمپول مجرای دفران متصل شده و در تشکیل مجرای انزالی شرکت می کند. هر سمینال وزیکول در داخل با آمپول مجرای دفران، در خارج با وریدهای شبکه ی پروستاتیک که به ورید ایلیاک داخلی تخلیه می شوند ودر پایین با پروستات مجاورت دارد(Snell ,2008).
1-3-7-1) ساختمان سمینال وزیکول
جدار سمینال وزیکول از سه لایه تشکیل می شود: طبقه ی مخاطی، طبقه عضلانی و طبقه آدوانتیس. مخاط دارای چین های متعدد بوده و اپی تلیوم آن مطبق کاذب یا منشوری ساده است. طبقه ی عضلانی نازکتر از طبقه ی عضلانی مجرای دفران می باشد و از یک لایه طولی خارجی و یک لایه حلقوی داخلی تشکیل شده است. بافت همبند آدوانتیس دارای تعدادی الیاف الاستیک می باشد . 70 درصد مایع منی توسط سمینال وزیکولها ترشح می شود(Snell ,2008).
1-3-7-2) عصب گیری
سمینال وزیکول ها از شبکه های لگنی، عصب گیری می کنند. الیاف سمپاتیک که از اولین گانگلیون کمری خارج می شوند، به عنوان عصب حرکتی عضلات جدار سمینال وزیکولها عمل می کنند و تحریک آنها باعث تخلیه ترشحات این عضو می گردد(Snell ,2008)..
1-3-8) مجرای انزالی35
هر مجرای انزالی، لوله ای است به طول 2 سانتیمتر که از اتصال مجرای دفران به مجرای سمینال وزیکول ایجاد می شود. این مجرا از قاعده ی پروستات شروع شده، از بین لوب میانی و لوب های راست و چپ پروستات به طرف پایین و جلو آمده و در روی کولیکولوس سمینالیس باز می شود. دو مجرای انزالی در ضخامت پروستات به یکدیگر نزدیک شده و در طرفین اوتریکول پروستاتی به کولیکولوس سمینالیس می رسند(Snell ,2008).
1-3-8-1) ساختمان
مخاط مجاری انزالی مشابه مجاری دفران است ولی این ساختمان فاقد لایه ی عضلانی می باشد. مجرای انزالی از خارج توسط بافت همبند احاطه می شود که با استرومای پروستات یکی می شود(Snell ,2008)..
1-3-9) پروستات36
عضوی مخروطی شکل یا مشابه شاه بلوط است که در زیر گردن مثانه قرار گرفته، قاعده آن در بالا و رأس آن در پایین می باشد. این عضو، پیشابراه پروستاتی را در بر می گیرد. پروستات دارای یک سطح قدامی، یک سطح خلفی و دو سطح تحتانی خارجی می باشد. قطر عرضی قاعده ی این عضو تقریباً 4 سانتی وقطر قدامی خلفی آن تقریباً 2 سانتی متر است. ارتفاع پروستات تقریبا ً3 سانتیمتر و. وزن این عضو تقریباً 8 گرم می باشد. قاعده پروستات با گردن مثانه مجاورت داشته و پیشابراه از این سطح وارد پروستات می گردد. رأس این عضو در پایین ترین قسمت قرار گرفته و پیشابراه پروستاتی از جلوی آن خارج می شود. سطح قدامی باریک و محدب است و تقریباً 2 سانتی متر عقب تر از سمفیزیس پوبیس قرار می گیرد. پیشابراه از پایین ترین قسمت این سطح، در مجاورت رأس، خارج می شود. سطح خلفی به طور عرضی مسطح و بطور عمودی محدب است و توسط فاسیای رکتووزیکال (فاسیاید نون ویلیه) از رکتوم جدا می شود. مجاری انزالی درست در زیر مثانه وارد این سطح می شوند. سطوح تحتانی خارجی با بخشهای قدامی عضلات لواتورآنی مجاورت دارند(حسن زاده، 1391)..
1-3-9-1) ساختمان پروستات
پروستات از 30 تا 50 غده ی لوله ای حبابی تشکیل شده است و توسط یک کپسول همبندی سرشار از الیاف عضلانی صاف احاطه می شود. آلوئلهای ترشحی و مجاری بسیار نامنظم هستند و اپی تلیوم آنها از نوع منشوری ساده یا مطبق کاذب است. نزدیک به 30 درصد مایع منی توسط پروستات ترشح می شود که این ترشحات به سینوس های پروستات در پیشابراه پروستاتی می ریزند. غالباً در مجرای پروستات اجسام مدور کوچکی از جنس گلیکوپروتئین دیده می شود که به آنها اجسام آمیلاسه می گویند. با افزایش سن بر تعداد اجسام آمیلاسه افزوده می شود(حسن زاده، 1391)..
1-3-9-2) لوب های پروستات
بطور قراردادی پروستات را به 5 لوب تقسیم می کنند که عبارتند از: لوب قدامی، لوب میانی، لوب خلفی و دو لوب خارجی البته بایستی توجه داشت که مرز کاملاً مشخصی بین این لوبها وجود ندارد. لوب قدامی ناحیه ی کوچکی در جلوی پیشابراه است که از نظر ترشحی اهمیت زیادی ندارد. لوب میانی در اطراف پیشابراه پروستاتی قرار داشته و ممکن است در سنین بالای 50 سال دچار هیپرتروفی خوش خیم گردد. بقیه غده مجموعه ای از لوب های خارجی و خلفی می باشد که برای راحتی بیان تحت عنوان لوب های چپ و راست نامگذاری می گردد. اهمیت لوب های چپ و راست از آن جهت است که بیشترین تغییرات سرطانی در این نواحی مشاهده می شود (حسن زاده، 1391).
1-3-9-3) عصب گیری
عصب گیری این عضو از شبکه ی هیپوگاستریک تحتانی می باشد. الیاف سمپاتیک باعث انقباض الیاف عضلانی و تخلیه غده در هنگام انزال می شوند. الیاف پاراسمپاتیک از اعصاب احشایی لگنی می باشند(حسن زاده، 1391).
1-3-10)غدد بولبواورترال37
غدد بولبواورترال یا غدد کوپر، یک جفت عضو مدور، کوچک و زرد رنگ هستند که تقریباً یک سانتی متر قطر داشته و در طرفین پیشابراه غشایی قرار می گیرند. این غدد در سنین بالا کوچکتر می شوند. مجرای خروجی هر غده تقریباً 3 سانتی متر طول دارد و در خارج مخاط پیشابراه غشایی بطور مایل بطرف جلو می رود. این مجرا پس از سوراخ کردن فاسیای دیافراگماتیک تحتانی (غشاء پرینه آل ) در کف پیشابراه اسفنجی باز می شود. سوراخ مجرای فوق، 5/2 سانتی متر پایین تر از غشاء پرینه آل قرار می گیرد(حسن زاده، 1391)..
1-3-10-1) ساختمان
غدد بولبواورترال از نوع غدد لوله ای – حبابی با اپی تلیوم مکعبی ساده هستند. در جدار این غدد الیاف عضلانی صاف و مخطط دیده می شود. ترشحات موکوسی غدد بولبواورترال به عنوان نرم کننده ی مجرا عمل می کنند(حسن زاده، 1391)..
1-4) سلول های سری اسپرماتوژنز
سلول های سری اسپرماتوژنز، سلول های متفاوتی از بافت پوششی لوله های منی ساز هستند که در 4 تا 8 لایه در کنار یکدیگر قرار گرفته و فضای بین لایه قاعده ای تا مجرای لوله را اشغال می کنند. این سلول ها به ترتیب در برگیرنده چند نسل سلول های اسپرماتوگونی با عنوان گروه A وB روی غشای پایه وسپس یک نسل اسپرماتوسیت اولیه، یک نسل اسپرماتوسیت ثانویه، یک نسل اسپرماتید ویک نسل اسپرماتوزوئید است(Eurell and Frappier, 2006).
1-5) سلولهای پشتیبان یا سرتولی
سلول های سرتولی، سلولهای هرمی شکل هستند که قاعده آنها به لایه بازال میچسبد، در حالی که انتهای رأسی آنها معمولاً تا مجرای لوله منی ساز امتداد می یابد. این زوائد به عنوان مجراهایی هستند که سلولهای زایا در مراحل مختلف رشد و تکامل دربین آنها قرار داشته و به سمت مجرا حرکت می کنند. بعد از بلوغ اسپرماتوسیت ها، اتصالات محکم جدیدی بین زوائد سلولهای سرتولی در پشت آنها پدید می آید و اتصالات قدیمی جلوی آنها باز می شود و به این ترتیب بدون درهم ریختن جامعیت سد خونی- بیضوی که توسط سیتوپلاسم سلولهای سرتولی ایجاد شده است، اسپرماتوسیتها از بخش قاعده ای به بخش مجرائی عبور میکند. سیتوپلاسم این سلولها به عنوان فیلتر عمل کرده و تنها به مواد خاصی اجازه عبور می دهند(بیگدلی، 1383). این سد در حفظ سلولهای زایای جنس مذکّر در مقابل مواد مضر موجود در خون دارای اهمیت است. در زیر این اتصالات، اسپرماتوگونی ها در یک محوطه قاعده ای قرار می گیرند و در نتیجه به راحتی به مواد درون خون دسترسی می یابند. هنگام اسپرماتوژنز، سلولهای اسپرماتوسیت لپتوتن نهایی و زیگوتن، از این اتصالات گذشته و در محوطه جنب مجرایی قرار می گیرند. از اینجا به بعد، مراحل پیشرفته تر اسپرماتوژنز به کمک سد خونی- بیضوی از دسترس مواد موجود در خون حفظ می شوند. سلول های سرتولی بوسیله اتصالات شکافدار نیز به هم متصل شده اند که خود سبب ایجاد ارتباط یونی و شیمیایی بین سلولها می شود. چنانچه در انسان و حیوانات دیگر شرایط نامطلوبی مانند عفونت، سوء تغذیه و تشعشع اشعه X به سلول های سرتولی آسیب برساند، باعث اختلال سریع در فرایند اسپرماتوژنز می شود و در صورت مرگ سلولهای سرتولی، نا باروری دائمی رخ خواهد داد (Junqueira , 2005).
سلولهای سرتولی با همکاری سد خونی- بیضوی اعمالی همچون؛ پشتیبانی، حفاظت و تغذیه اسپرماتوزوئیدهای درحال تکامل، فاگوسیتوز در حین اسپرمیوژنز را انجام می دهند. سیتوپلاسم باقیمانده اسپرماتیدها به صورت اجسام باقیمانده از آنها جدا گشته و توسط سلولهای سرتولی فاگوسیته و توسط لیزوزوم آنها تجزیه می گردند، علاوه براین چنانچه ذرات خارجی و باکتریها بدینجا رسیده باشند توسط سلولهای سرتولی بیگانه خواری می شوند (جلوگیری از واکنشهای اتوایمن) ترشح سلولهای سرتولی به طور مداوم مایعی به درون لوله های منی ساز ترشّح می کنند که در جهت مجاری تناسلی جریان یافته و برای حمل اسپرم به کار می رود. با کنترل هورمونFSH38، یک پروتئین متصل شونده به آندروژن (ABP39) ترشح می کند که مسئول تغلیظ تستوسترون در درون لوله های منی ساز می باشد(رجحان، 1376). سلولهای سرتولی قادر به تبدیل تستوسترون به استرادیول هستند. این سلول ها پپتیدی به نام اینهیبین40 نیز ترشح می کنند که ساخت و آزاد شدن FSH در بخش قدامی غده هیپوفیز را مهار می کند. همچنین تولید هورمون آنتی مولرین، که یک گلیکوپروتئین است و در دوره جنینی، تحلیل مجاری مولر را در جنین مذکر تحریک می کند (Junqueira, 2005).

1-6) اسپرماتوژنز
فرآیند تولید اسپرماتوزوئیدها را اسپرماتوژنز می گویند. اسپرماتوژنز در توبول های سمینیفر به طور معمول از ۱۳ سالگی و در نتیجه تحریک هورمون های گنادوتروپیک هیپوفیز قدامی شروع میشود و تا پایان زندگی ادامه مییابد (Guyton and Hall, 2006). تولید اسپرم بطور پیوسته در سرتاسر دوره زندگی تولیدمثلی مرد انجام میشود، تقریبأ ۲۰۰-۱۰۰ میلیون اسپرم روزانه تولید میشود. برای تولید این مقدار انبوه، نیاز است که اسپرماتوگونی ها با تقسیمات سلولی طی چرخه اسپرماتوژنز خود را تجدید کنند (Junqueira, 2005). چرخه اسپرماتوژنز در همه جانوران الگوی یکسان دارد و از سه مرحله مجزا تشکیل میشود:

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید